ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
314
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
از عذاب خداوند ترساند به نحوى كه امير المسلمين به گريه افتاد . آنگاه فقها را فرمود كه با ابن تومرت مناظره كنند . ولى ابن تومرت از بس قدرت بيان و قوت استدلال داشت ، در ميان فقها هيچكس نتوانست او را در كارهائى كه كرده بود مجاب كند يكى از وزيران امير المسلمين كه مالك بن وهيب خوانده مىشد در آنجا حضور داشت . به او گفت : « اى امير المسلمين ، به خدا قسم كه اين مرد قصدش امر بمعروف و نهى از منكر نيست . او مىخواهد فتنهاى برپا كند و به بعضى از نواحى تسلط يابد . او را بكش و خونش را به گردن من بينداز . » ولى امير المسلمين اين پيشنهاد را نپسنديد و اين كار را نكرد . گفت : « پس ، او را ، اگر نمىكشى ، به حبس ابد محكوم كن و به زندان بينداز . و گر نه فتنهاى بر پا خواهد شد كه فرونشاندنش ممكن نخواهد شد . » امير المسلمين خواست او را به زندان بيندازد . ولى مردى از بزرگان نقابداران ، موسوم به بيان بن عثمان ، او را ازين كار بازداشت . بالاخره امير المسلمين امر كرد كه او را از مراكش بيرون كنند . ابن تومرت از مراكش به اغمات [ ( 1 ) ] رفت و به كوه زد و از آنجا
--> [ ( 1 ) ] - اغمات ، نام قصبهاى است در مغرب اقصى ، يعنى كشور مراكش ، در اوائل ظهور اسلام شهر بزرگى بوده و باغها و باغچههاى سرسبز و حاصلخيز داشته و به دو قسمت تقسيم مىشده كه يكى را « اغمات ايلان » و ديگرى را « اغمات و ريگه » مىگفتند . نهر بزرگى هم داشته كه در زمستان منجمد مىشده و پل زيبائى بر آن ساخته بودند . ابن خلكان درين باره مىگويد : « شهركى باشد بدان سوى مراكش و فاصله آن ، دو يك روزه راه است . » ( از لغتنامه دهخدا )